مقالاتی درباره معماری
  پیچیدگی فرم در معماری معاصر غرب
نهضت ها و سبکهای هنری که‌در طول تاریخ بروز نموده‌اند در تناوبی جالب توجه‌گاه‌افراط‌آمیز به‌فرم و کالبد ساختمان پرداخته‌اند و گاه‌ بدور از هر شاخ و برگ آن را شکل داده‌اند.

رومانسک با بهره‌گیری از نظام مدولار و متریک و با خلق آثاری با پیوستگی فضایی تمام به‌فرم های بسیار ساده‌و بدون آرایه‌دست می‌یابد در حالیکه‌پس از آن گوتیک با توجه‌خاص به‌سازه، از پشت بندها و سایر عناصر سازه‌ای نیز در کمپوزیسیون حجم بهره‌می‌برد ودر نهایت غلبه‌تزیینات نیزخود عامل دیگری در پیچیدگی فرمال معماری این دوره‌است.
در رنسانس کلیت حجم در نما به‌صورت صفحه‌ای تخت خود را می‌نمایاند و به‌اوج رسانیدن مدول فضایی رومانسک، تعادلی خنثی و بدور از هر گونه‌تنش را در فرم پدید آورد. پس از آن در باروک صفحه‌نما در حرکتی پویا، حجم و شکل بنا را شکل می‌دهد." پویایی باروک تمامی‌تجربه‌پلاستیکی و حجمی‌قرن 16 را به‌کار گرفته‌... و در باروک تمامی‌دیوار برای ایجاد فضایی جدید تاب می‌خورد و تا می‌شود."[برونوزوي؛ گرمان، فريده(مترجم)؛ چگونه به معماري بنگريم؛ ص108]
کارهای گارینی و برومینی با احجام پیچیده‌و در خود تنیده‌حاصل تلاطمی‌است که‌در سطوح ایجاد گردیده‌است. فرم در دوره‌باروک با تحدب و تقعر های ایجاد شده‌ به‌اوج پیچیدگی خود در تاریخ معماری می‌رسد.

Son-O-House NOX & Edwin


گرایش به‌پیچیدگی در معماری التقاطی غرب به‌صورت مبتذلی خود را می‌نماید و کلاژ کردن عناصر مختلفی از معماری سبکهای گذشته‌از اقتدار فرم در معماری کاهش داد. در پی آن با ظهور معماری مدرن اشکال ساده‌و تطهیر شده‌به‌ظهور رسیدند و سادگی فرمهای مدرن همچون آنتی تزی بر پیچیدگی فرمهای پیشین خود را نشان داد.
امروزه‌پدیده‌جالب توجهی در عرصه‌خلق فضا و کانسپت به‌وقوع پیوسته‌است. داخل ساختمان بعنوان جزئی از پیکره‌و حجم بنا دیده‌شده‌و حجم تنها پوسته‌ای سامان یافته‌بنا بر مقتضیات عملکردی نیست بلکه‌از در هم تنیدن سطوح پدید می‌آید که‌گاهی نیز همچون نوار مو بیوس از برون به‌درون و از مکانی به‌مکان دیگر منتقل می‌شوند. فضای داخلی ثابت نیست و حرکت جزء جدایی ناپذیر فضا و کالبد معمارانه‌است. اجزاء فضای داخلی با حجم بیرونی پیوستگی می‌یابند و سطوح خارجی گاه‌امتدادی از سطوح داخلی اند. در این حرکت نمای دو بعدی معنای خود را از دست می‌دهد و نمای از جلوی حجم بی هیچ مرزی به‌نمای سمت چپ پیوند دارد و این تبدیل چنان نرم انجام می‌پذیرد که‌احساس نمی‌شود. دو پروژه‌مارکس راینهارد آیزنمان و موزه "لونج" در ولفزبرگ آلمان که‌توسط زاها حدید در 2001 طراحی گردیده‌نمونه‌های واضحی از این تبدیل نرم در ایجاد یک کانسپت پیچیده‌اند.

معماری امروز غرب در پی ساماندهی مفهوم در قالب سطوح است و نه‌در پی ساماندهی عملکردها در قالب فرم. لذا سطوح اهمیت می‌یابند در پروژه‌.... برنارد چومی‌سیلان سطوح در فضای داخلی موج می‌زند. در پروژه‌ای... از تویوایتو دیوار نه‌تنها به‌لحاظ کمی‌در شکل دهی به‌فضا تاثیر گذار است بلکه‌کیفیت فضا را نیز دگرگون کرده‌است. دیوار پرده‌ای است که‌با پخش تصاویری متفاوت در هر لحظه‌درکی متفاوت از فضا به‌دست می‌دهد و بر پیچیدگی در ادرک فضا نیز صحه‌می‌گذارد. این تصاویر تنها جنبه‌تزیینی ندارند و به‌اطلاع رسانی نیز می‌پردازند. معماری تویوایتو واکنش معمارانه‌ای است در مقابل واقعیتهای علمی، تکنولوژیکی عصر حاضر که‌آن را نه‌تنها در زبان فرم بیان می‌دارد بلکه‌از دستاوردهای علمی- تکنولژیکی برای بیان معمارانه‌سود می‌جوید.
در رابطه‌با طراحی پیچیده‌گرا می‌توان از کارهای شوهی اندو نام برد؛ پروژه‌او برای یک دفتر در ژاپن ستودنی است. انگار نیرویی نهفته‌در سطوح وجود دارد که‌در هر جایی تغییری خاص ایجاد می‌کند و بنا را توسعه‌می‌بخشد. به‌گفته‌بن ون برکل" توسعه‌مورد نظر با در هم تافتن درون و برون برای برانگیختن واکنش به‌دانش و فن آوری طراحی شده‌است" [نشريه "ما" تابستان 80 ، ص 190]...
Saltwater pavilionفرمهای امروزی را می‌توان در ادامه‌فرمهای اکسپرسیونیستی مندلسون و با سطوح نرم و در هم تابیده‌اروسارینن در ترمینال TWA در فرودگاه‌جان اف کندی دانست، با این تفاوت که‌اگر در کارهای یاد شده‌دیوار و سقف در هم تابیده‌می‌شود و حجم را بوجود می‌آورد اما امروزه‌کف و سطح افق نیز مفهوم قدیمی‌خود را از دست داده‌اند و گاهی کف در پیچشی خاص به‌دیوار و سقف تبدیل می‌شود، پاویون آب شور که‌توسط استرهایس طراحی شده‌واجد چنین خصیصه‌ای است.
پیچیدگی که‌امروز شاهد آنیم از کلاژ عناصر متفاوت در کنار یکدیگرپدید نمی‌آید و لذا التقاطی نمی‌باشد و در پی افزودن تزیینات مختلف نیست؛ در کانسپتهای زاده‌شده‌اخیر تجزیه‌فرم به‌عوامل سازنده‌آن به‌هدف ساده‌کردن حجم غیر ممکن می‌نماید؛ چرا که‌پیچیدگی در ذات فرم ها نهادینه‌شده‌است. " پیچیدگی فرآیندی تدریجی برای شکل دهی آثاری با ابعاد فیزیکی رشد یابنده‌در ذهن هنرمند است که‌برای پذیرا شدن خروج کامل و بدون نقص آن از ذهن احتیاج به‌نوعی پیچیده‌اندیشیدن قبل از ایجاد اثر مذکور دارد." [پيروزفر، رضا؛ نشريه معماري و شهر سازي68-69؛ زمستان 81؛ ص 46]

|+| نوشته شده توسط علی صابری منش در 86/11/15  |
 
 
بالا